هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و درد هجران سخن میگوید. شاعر خود را گدایی میداند که شایسته وفا نیست، اما از بیوفایی معشره شکایت دارد. او از رنج فراق و جفای معشره مینالد و جهان را سرشار از عشق به معشره میبیند. در نهایت، شاعر به تنهایی و بیپناهی خود اشاره میکند و حتی سگهای کوچه معشره را برتر از خود میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، هجران و تنهایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۴ - ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست
ما گرچه گداییم وفا در خور ما نیست
حیف است که یاری چو ترا هیچ وفا نیست ۱
صاف می عشرت همه را داد وصالت
چون دور من آمد بجز از درد جفا نیست ۲
هرچند به خشمی مکشم تیر خود از دل
بگذار که آزار دل خسته روا نیست ۳
عمرم همه در تیرگی هجر به سر رفت
داد از شب هجر تو مگر روز جزا نیست ۴
ذرات جهان مهر رخ خوب تو دارند
این پرتو خورشید جهان تاب کجا نیست ۵
تنها نه ترا نیست سر کشته محنت
فتراک ترا هم سر این بی سر و پا نیست ۶
هر سگ که درآمد به سر کوی تو جا کرد
اهلی است که تورا به سر کوی تو جانیست ۷
حیف است که یاری چو ترا هیچ وفا نیست ۱
صاف می عشرت همه را داد وصالت
چون دور من آمد بجز از درد جفا نیست ۲
هرچند به خشمی مکشم تیر خود از دل
بگذار که آزار دل خسته روا نیست ۳
عمرم همه در تیرگی هجر به سر رفت
داد از شب هجر تو مگر روز جزا نیست ۴
ذرات جهان مهر رخ خوب تو دارند
این پرتو خورشید جهان تاب کجا نیست ۵
تنها نه ترا نیست سر کشته محنت
فتراک ترا هم سر این بی سر و پا نیست ۶
هر سگ که درآمد به سر کوی تو جا کرد
اهلی است که تورا به سر کوی تو جانیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.