هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جفاها و بلاهای زندگی خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود خوبیهای جهان، بخت او همیشه تلخ است. او احساس میکند که هیچ حریف مهربانی ندارد و همدم او همیشه دلبری جفاکار است. شاعر همچنین اشاره میکند که مشکلات و غمهای او بسیار زیاد است و حتی درمان دردهایش نیز دردآور است. در نهایت، او بیان میکند که سلامت و خوشبختی نصیب بزرگان است و درویشان همیشه مورد ملامت قرار میگیرند. همچنین، او اشاره میکند که اگر غمی از بیگانگان به مردم میرسد، بلا و محنت اهل خانه همیشه از نزدیکان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، بلا، و محنت ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۱۳۵ - زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
زبخت بد جگرم از جفای اوریش است
بلای بخت بدم از جفای او بیش است ۱
چه طالع است ندانم چه بخت شور است این
گه گر جهان همه نوش است بخت من نیش است ۲
حریف من نشود هیچ مهربان هرگز
همیشه مونس من دلبری جفا کیش است ۳
اگر چه کوه غمی پیش کوهکن آمد
هزار کوه بلا هر طرف مرا پیش است ۴
ز خط آن لب لعلم جگر بود پاره
فغان که نیش من است آنکه مرهم ریش است ۵
سلامت دو جهان بخش سر بلندان است
ملامت همه عالم نصیب درویش است ۶
اگر به خلق غمی می رسد ز بیگانه
بلا و محنت اهلی همیشه از خویش است ۷
بلای بخت بدم از جفای او بیش است ۱
چه طالع است ندانم چه بخت شور است این
گه گر جهان همه نوش است بخت من نیش است ۲
حریف من نشود هیچ مهربان هرگز
همیشه مونس من دلبری جفا کیش است ۳
اگر چه کوه غمی پیش کوهکن آمد
هزار کوه بلا هر طرف مرا پیش است ۴
ز خط آن لب لعلم جگر بود پاره
فغان که نیش من است آنکه مرهم ریش است ۵
سلامت دو جهان بخش سر بلندان است
ملامت همه عالم نصیب درویش است ۶
اگر به خلق غمی می رسد ز بیگانه
بلا و محنت اهلی همیشه از خویش است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - هر که در عشق بتان بی درد زیست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - شاهباز عشق سیری کرد بر بالا و پست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.