هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که درد عشق، فداکاری، و ناامیدی را بیان میکند. شاعر از عشق بیپاسخ، رنجهای روحی، و بیفایده بودن تلاشهایش سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رابطهی عاشق و معشوق و فداکاری محض در عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۱۴۰ - تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
تا نمردیم دل از درد تو بهبود نداشت
تا ندادیم به سودای تو جان سود نداشت ۱
حقه سبز فلک داشت دوای همه کس
آنچه درمان دل خسته ما بود نداشت ۲
هم ز خاکستر ما گشت چراغی روشن
کاتش مرده دلان فایده جز دود نداشت ۳
بود مقصود تو دل سوختن عاشق زار
غیر مقصود تو هم دلشده مقصود نداشت ۴
سصر محمود از آن بود کف پای ایاز
که ایاز از دو جهان جز سر محمود نداشت ۵
برق حسن تو عجب خرمن ما زود بسوخت
این گمان گرچه دلم داشت چنین زود نداشت ۶
طمع بوس و کنار تو که اهلی بودش
پیش ازین بود که دامان می آلود نداشت ۷
تا ندادیم به سودای تو جان سود نداشت ۱
حقه سبز فلک داشت دوای همه کس
آنچه درمان دل خسته ما بود نداشت ۲
هم ز خاکستر ما گشت چراغی روشن
کاتش مرده دلان فایده جز دود نداشت ۳
بود مقصود تو دل سوختن عاشق زار
غیر مقصود تو هم دلشده مقصود نداشت ۴
سصر محمود از آن بود کف پای ایاز
که ایاز از دو جهان جز سر محمود نداشت ۵
برق حسن تو عجب خرمن ما زود بسوخت
این گمان گرچه دلم داشت چنین زود نداشت ۶
طمع بوس و کنار تو که اهلی بودش
پیش ازین بود که دامان می آلود نداشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - گرچه در غارت جان است دو چشم سیهت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - هفتاد سال شد که دل من در آتش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.