خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود میگوید که به رغم رنجها و جفاهای معشوق، همچنان عاشق و وفادار است. او از درد فراق و محرومیت مینالد اما عشق را بالاتر از جان خود میداند و تنها خواستهاش توجه معشوق است.
این شعر دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج عشق و جفای معشوق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۳ - در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست
در کوی تو از دست رقیبان گذرم نیست
ورهم گذرم هست مجال نظرم نیست ۱
گر تیغ رسد بر سرم از عشق ننالم
من عاشق و رندم ز سر خود خبرم نیست ۲
تا مرغ گلستان توام نیست زمانی
کز دست تو صد خار جفا بر جگرم نیست ۳
جان هیچ نیرزد غرضم عرض نیازست
بپذیر نیازم که متاع دگرم نیست ۴
شادم زدهان تو به دشنام چو اهلی
من طوطی محرومم و بخت شکرم نیست ۵
ورهم گذرم هست مجال نظرم نیست ۱
گر تیغ رسد بر سرم از عشق ننالم
من عاشق و رندم ز سر خود خبرم نیست ۲
تا مرغ گلستان توام نیست زمانی
کز دست تو صد خار جفا بر جگرم نیست ۳
جان هیچ نیرزد غرضم عرض نیازست
بپذیر نیازم که متاع دگرم نیست ۴
شادم زدهان تو به دشنام چو اهلی
من طوطی محرومم و بخت شکرم نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - شمع من، هر کس که پیشت جان نسوزد مرد نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - نمود چاک گریبان تنت که نسترن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.