هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از درد عشق و بیقراری خود مینالد و بیان میکند که عشق جانان هم راحت اوست و هم آتش دوزخ. او از بیوفایی معشوق و سنگدلی او شکایت دارد و اشاره میکند که عقل و حکمت در برابر عشق ناتوان هستند. همچنین، شاعر به داستانهای عاشقانه مانند مجنون و سامری اشاره میکند تا عمق درد و آوارگی خود را نشان دهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۴۸ - عشق جانان راحت جان من بیچاره است
عشق جانان راحت جان من بیچاره است
آتش دوزخ بهشت مرغ آتشخواره است ۱
تا گل رویش شکفت آن سرو دل با کس نماند
ور کسی دارد دلی چون غنچه هم صد پاره است ۲
این چنین کان سنگدل نرم از دم گرمم نشد
میشود معلوم کان دل نیست سنگ خاره است ۳
گر بعشق آواره شد مجنون که پرسد حال او
کاندرین وادی چو مجنون صدهزار آواره است ۴
سامری کز ساحران بیشش همی گیرند گوش
گوشه گیر از نرگس جادوی آه عیاره است ۵
عقل و حکمت چاره کار تو اهلی کی کند
چاره کار تو ای بیچاره ترک چاره است ۶
آتش دوزخ بهشت مرغ آتشخواره است ۱
تا گل رویش شکفت آن سرو دل با کس نماند
ور کسی دارد دلی چون غنچه هم صد پاره است ۲
این چنین کان سنگدل نرم از دم گرمم نشد
میشود معلوم کان دل نیست سنگ خاره است ۳
گر بعشق آواره شد مجنون که پرسد حال او
کاندرین وادی چو مجنون صدهزار آواره است ۴
سامری کز ساحران بیشش همی گیرند گوش
گوشه گیر از نرگس جادوی آه عیاره است ۵
عقل و حکمت چاره کار تو اهلی کی کند
چاره کار تو ای بیچاره ترک چاره است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - تو گر خرام کنی سرو یا صنوبر چیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - گرچه لب تشنه ز غم عاشق دلسوخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.