هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود و جهان اطراف میپردازد. او با استفاده از تصاویر زیبا مانند سرو، صنوبر، آفتاب، گل و یوسف، زیبایی معشوق را توصیف میکند و از جدایی و هجران به عنوان عاملی دردناک یاد میکند. همچنین، شاعر از مستی ناشی از عشق و بیخودی سخن میگوید و در نهایت، عشق را بالاتر از هر چیز دیگر میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از برخی استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۴۷ - تو گر خرام کنی سرو یا صنوبر چیست
تو گر خرام کنی سرو یا صنوبر چیست
رخت چو جلوه کند آفتاب خاور چیست ۱
چو می خوری شود از رشک غنچه را لب خشک
ز عارضت چو عرق سر زند گل تر چیست ۲
مه جمال تو از حسن یوسفش چه کمی است
بحسن ازوست فزون حسن از بن فزونتر چیست ۳
جدا مشو که هلاکی که خلق ازو ترسد
همین جدایی جان از تن است دیگر چیست ۴
زبسکه مست شوم از نظاره رویت
زبیخودی نشناسم که در برابر چیست ۵
سرم که با رخ چون زر شدست چاک به غم
اگر قبول تو دستم دهد سرو زر چیست ۶
هوا پرستی اهلی در بن سرست گناه
بجز حبیب که داند که حال افسر چیست ۷
رخت چو جلوه کند آفتاب خاور چیست ۱
چو می خوری شود از رشک غنچه را لب خشک
ز عارضت چو عرق سر زند گل تر چیست ۲
مه جمال تو از حسن یوسفش چه کمی است
بحسن ازوست فزون حسن از بن فزونتر چیست ۳
جدا مشو که هلاکی که خلق ازو ترسد
همین جدایی جان از تن است دیگر چیست ۴
زبسکه مست شوم از نظاره رویت
زبیخودی نشناسم که در برابر چیست ۵
سرم که با رخ چون زر شدست چاک به غم
اگر قبول تو دستم دهد سرو زر چیست ۶
هوا پرستی اهلی در بن سرست گناه
بجز حبیب که داند که حال افسر چیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - گر شد سر ما خاک ره دوست چه باک است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - عشق جانان راحت جان من بیچاره است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.