خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد عشق و دلسوختگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند لب تشنه، سینه چاکخورده، شمع و پروانه، احساسات عمیق خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به بازیهای سرنوشت و شعبدههای چشم دارد که گویای پیچیدگیهای عشق است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و توصیفهای عاطفی شدید更适合 سنین بالاتر.
شماره ۱۴۹ - گرچه لب تشنه ز غم عاشق دلسوخته است
گرچه لب تشنه ز غم عاشق دلسوخته است
سینه چون غم به صد چاک و دهان دوخته است ۱
گرنه آن ماه جبین می طلبد دل به چراغ
شمع رخساره برای چه برافروخته است ۲
چند گویی که مشو بنده خوبان ناصح
بروای خواجه مرا کس بتو نفروخته است ۳
مهره بازی کند از شعبده هردم چشمش
این همه شعبده یارب ز که آموخته است ۴
دل دیوانه از آن خال سیه مور صفت
تخم سودا همه درجان من اندوخته است ۵
سوی اهلی نگر ای شمع چو پروانه تست
که تو تا چشم بهم میزنی او سوخته است ۶
سینه چون غم به صد چاک و دهان دوخته است ۱
گرنه آن ماه جبین می طلبد دل به چراغ
شمع رخساره برای چه برافروخته است ۲
چند گویی که مشو بنده خوبان ناصح
بروای خواجه مرا کس بتو نفروخته است ۳
مهره بازی کند از شعبده هردم چشمش
این همه شعبده یارب ز که آموخته است ۴
دل دیوانه از آن خال سیه مور صفت
تخم سودا همه درجان من اندوخته است ۵
سوی اهلی نگر ای شمع چو پروانه تست
که تو تا چشم بهم میزنی او سوخته است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - عشق جانان راحت جان من بیچاره است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - هرجا که بود یار و سرور است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.