هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و تأثیرات عمیق حضور او را بر جهان اطرافش بیان میکند. شاعر از فتنهانگیزی معشوق، قیامتگونه بودن حضور او، و نبود وفا در جهان سخن میگوید. همچنین، اشارهای به تغییر بخت و شرایط با نشستن معشوق دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده مانند «قیامت» و «فتنه» ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۵۱ - ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
ز قامت تو چگویم که فتنها برخاست
قیامت است که در روزگار ما برخاست ۱
اگر صفا طلبی کام دل مجوی که یار
چو در کنار نشست از میان صفا برخاست ۲
به هر چمن که چو آب روان خرامیدی
پی قیام تو سرو سهی به پا برخاست ۳
وفا نه از تو که از هیچ کس نمی بینم
چه حالت است؟ مگر از جهان وفا برخاست ۴
جهان بکام تو اهلی کنون شود کان سرو
نشست با تو و بخت از سر جفا برخاست ۵
قیامت است که در روزگار ما برخاست ۱
اگر صفا طلبی کام دل مجوی که یار
چو در کنار نشست از میان صفا برخاست ۲
به هر چمن که چو آب روان خرامیدی
پی قیام تو سرو سهی به پا برخاست ۳
وفا نه از تو که از هیچ کس نمی بینم
چه حالت است؟ مگر از جهان وفا برخاست ۴
جهان بکام تو اهلی کنون شود کان سرو
نشست با تو و بخت از سر جفا برخاست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - هرجا که بود یار و سرور است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.