هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیم عرفانی، اخلاقی و فلسفی میپردازد. در آن از مضامینی مانند ارزش ادب و اخلاق، ناپایداری دنیا، رنج و جفا، و ارزش دعا و صبر سخن گفته شده است. همچنین، به مفاهیمی مانند وصال و هجران، و نمادهای عرفانی مانند آیینه اسکندر و جام جم اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۱۵۳ - مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت
مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت
دولت بعبث جان برادر نتوان یافت ۱
داریم گمانی که ترا هست دهان لیک
کس گنج یقین را نتواند بگمان یافت ۲
آنی که تو داری بصفت راست نیاید
آن مست می تست که کیفیت آن یافت ۳
آن زخم جفا خورد شکاریم که از ما
بی خون جگر کس نتوانست نشان یافت ۴
دشنام ترا قدر دعا گوی تو داند
کز تلخی دشنام تو شیرینی جان یافت ۵
یکدم بوصال تو امانم ندهد هجر
هرگز نتواند کسی از مرگ امان یافت ۶
آیینه اسکندر و جام جم اگر هست
اینست که اهلی ز کف پیر مغان یافت ۷
دولت بعبث جان برادر نتوان یافت ۱
داریم گمانی که ترا هست دهان لیک
کس گنج یقین را نتواند بگمان یافت ۲
آنی که تو داری بصفت راست نیاید
آن مست می تست که کیفیت آن یافت ۳
آن زخم جفا خورد شکاریم که از ما
بی خون جگر کس نتوانست نشان یافت ۴
دشنام ترا قدر دعا گوی تو داند
کز تلخی دشنام تو شیرینی جان یافت ۵
یکدم بوصال تو امانم ندهد هجر
هرگز نتواند کسی از مرگ امان یافت ۶
آیینه اسکندر و جام جم اگر هست
اینست که اهلی ز کف پیر مغان یافت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - لاف صاحب نظری از دل هشیار خوش است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.