هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق عمیق و طولانی خود به معشوق میگوید که همچون بت است. او از رنجهای عشق و دلبستگیاش مینالد و تأکید میکند که ریشههای این عشق در جانش عمیق است. همچنین، از غفلت معشوق و رقیبان نالیده و عشق را با استعارههایی مانند ساز و سوز توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و استعارههای عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بتپرستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۵۴ - عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است
کز پس هفتاد سالم بت پرستی پیشه است ۱
از دل پرخون مستان ای پری غافل مشو
کاین حریفان را بجای باده خون در شیشه است ۲
دوستان، مهر چنین سروی ز دل چون برکنم
کاین نهال فتنه را در جان من صد ریشه است ۳
ساز عشق از خسرو آمد سوز عشق از کوهکن
کوهکن را نغمه عشرت صدای تیشه است ۴
از تو ما را کی بود اندیشه بوس و کنار
فکر پابوس تو مارا غایت اندیشه است ۵
کی رقیب سگ صفت جا در سر کویش کند
او چه سگ باشد که اهلی شیر این سربیشه است ۶
کز پس هفتاد سالم بت پرستی پیشه است ۱
از دل پرخون مستان ای پری غافل مشو
کاین حریفان را بجای باده خون در شیشه است ۲
دوستان، مهر چنین سروی ز دل چون برکنم
کاین نهال فتنه را در جان من صد ریشه است ۳
ساز عشق از خسرو آمد سوز عشق از کوهکن
کوهکن را نغمه عشرت صدای تیشه است ۴
از تو ما را کی بود اندیشه بوس و کنار
فکر پابوس تو مارا غایت اندیشه است ۵
کی رقیب سگ صفت جا در سر کویش کند
او چه سگ باشد که اهلی شیر این سربیشه است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - مصر شرف از حسن ادب یوسف جان یافت
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - ز بس کز سست پیوندی گهش صلحست و گه جنگست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.