خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند مستی معنوی، عشق، دیوانگی عارفانه، و نقد عقلانیت خشک میپردازد. شاعر از میخانه و خرابات به عنوان نمادهایی از فضای عرفانی یاد میکند و عشق و مستی را برتر از عقل و فرزانهای دنیوی میداند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مینوشی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۱۶۲ - مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است
مست شد صوفی و جنگش بر سر پیمانه است
خانقه برهم زد اکنون نوبت میخانه است ۱
ساقیا می ده که جنت مستی و دیوانگی است
دوزخی دارد کسی کو عاقل و فرزانه است ۲
خودپرستان جهان آرایشی دارند و بس
در خرابات است عیش و گنج در ویرانه است ۳
عاشقی اینست و جان کندن که من دارم ازو
قصه فرهاد و کوه بیستون افسانه است ۴
بر حذر باش ای رقیب از وی که هر کس پیش یار
آشنایی بیش دارد بیشتر بیگانه است ۵
یار نازک خوی، و ما مست، و رقیبان تندخو
دم مزن اهلی چه وقت نعره مستانه است ۶
خانقه برهم زد اکنون نوبت میخانه است ۱
ساقیا می ده که جنت مستی و دیوانگی است
دوزخی دارد کسی کو عاقل و فرزانه است ۲
خودپرستان جهان آرایشی دارند و بس
در خرابات است عیش و گنج در ویرانه است ۳
عاشقی اینست و جان کندن که من دارم ازو
قصه فرهاد و کوه بیستون افسانه است ۴
بر حذر باش ای رقیب از وی که هر کس پیش یار
آشنایی بیش دارد بیشتر بیگانه است ۵
یار نازک خوی، و ما مست، و رقیبان تندخو
دم مزن اهلی چه وقت نعره مستانه است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - تا چند باشد این غم پنهان که با من است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - پیش تو داد من ز جور زمانه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.