خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، عشق و شوریدگی را در قالب مضامین عرفانی و شرابخواری بیان میکند. شاعر عشق به معشوق را با نمادهای طبیعت مانند خورشید مقایسه میکند و از ریا و زهد ظاهری انتقاد میکند. او به دنبال حقیقت درونی است و معتقد است سعادت در همراهی با ساقی (نماد عشق و مستی معنوی) نهفته است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین اشاره به شراب و مستی نیازمند درک مناسب از تمثیلهای ادبی دارد.
شماره ۱۶۶ - اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
خراب جام شرابیم تا دمی باقی است ۱
ز شوق روی تو خورشید را اشعه نور
بصد هزار زبان در حدیث مشتاقی است ۲
مرا نیاز درونی ز صدق دل با تست
که زهد ظاهر یاران طریق زراقی است ۳
ببر تو این دل زارم گر آدمی زادی
نه آدمی صفتی در فرشته اخلاقی است ۴
خموش اهلی ازین درس و توبه و تقوی
که بخت ما و تو موقوف صحبت ساقی است ۵
خراب جام شرابیم تا دمی باقی است ۱
ز شوق روی تو خورشید را اشعه نور
بصد هزار زبان در حدیث مشتاقی است ۲
مرا نیاز درونی ز صدق دل با تست
که زهد ظاهر یاران طریق زراقی است ۳
ببر تو این دل زارم گر آدمی زادی
نه آدمی صفتی در فرشته اخلاقی است ۴
خموش اهلی ازین درس و توبه و تقوی
که بخت ما و تو موقوف صحبت ساقی است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - فرهاد را ز شیرین، حرمان ز بخت شور است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.