هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، درباره عشق مجنونوار و درد هجران است. شاعر از عشق بیپایان، نالههای عاشقانه، و احساس بیچارگی در فراق یار سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به رقیب و اقبال او دارد که با وجود موفقیتهایش، از آه عاشق در امان نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۶۷ - نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
نیست در صحرا پی آهو که هر جا رفته است
عاشق مجنون او زنجیر در پا رفته است ۱
ایکه دستم مینهی بر دل که پرسی حال چیست
ساعتی بنشین کزین شوقم دل از جا رفته است ۲
بر لب آمد از غم هجر تو جان تشنه ام
هم تو فکری کن که کار از چاره ما رفته است ۳
ای رقیب ایمن کجا از آتش آهم بود
کوکب اقبال تو هرچند بالا رفته است ۴
بود اهلی زیر دیوارت چو گفتی با رقیب
ناله آن عاشق ما نیست گویا رفته است ۵
عاشق مجنون او زنجیر در پا رفته است ۱
ایکه دستم مینهی بر دل که پرسی حال چیست
ساعتی بنشین کزین شوقم دل از جا رفته است ۲
بر لب آمد از غم هجر تو جان تشنه ام
هم تو فکری کن که کار از چاره ما رفته است ۳
ای رقیب ایمن کجا از آتش آهم بود
کوکب اقبال تو هرچند بالا رفته است ۴
بود اهلی زیر دیوارت چو گفتی با رقیب
ناله آن عاشق ما نیست گویا رفته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - اگرچه خانه خرابی زباده ای ساقی است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - بی سوز محبت نتوان دل به بتان بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.