هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و اندوه ناشی از از دست دادن عشق و فرصتهای زندگی سخن میگوید. شاعر از گم شدن گوهر دل، سوختن از درد، و از دست رفتن فرصتها مینالد. همچنین، اشارهای به گذر زمان و بیتوجهی به زیباییهای زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند اندوه، از دست دادن، و گذر زمان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۴ - گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
گوهر دل گم شد و وقت فراغ از دست رفت
پیش پای خود ندیدیم و چراغ از دست رفت ۱
سوختم از درد و داغش بیش از این طاقت نماند
من بدرد از پا فتادم دل بداغ از دست رفت ۲
میرود دوران گل چون باد ساقی فکر چیست
تا تو در اندیشه یی گلگشت باغ از دست رفت ۳
گر سبو در میکشم عیبم مکن ای همنفس
مستم و اندازه جام و ایاغ از دست رفت ۴
تا بکی اندیشه زلف دراز او کنم
اهلی از فکر پریشانم دماغ از دست رفت ۵
پیش پای خود ندیدیم و چراغ از دست رفت ۱
سوختم از درد و داغش بیش از این طاقت نماند
من بدرد از پا فتادم دل بداغ از دست رفت ۲
میرود دوران گل چون باد ساقی فکر چیست
تا تو در اندیشه یی گلگشت باغ از دست رفت ۳
گر سبو در میکشم عیبم مکن ای همنفس
مستم و اندازه جام و ایاغ از دست رفت ۴
تا بکی اندیشه زلف دراز او کنم
اهلی از فکر پریشانم دماغ از دست رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - گر بسوزد تن زارم بر من خار و خسی است
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - دی از نظر چو سرو و خرامان من گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.