هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و دیوانگی ناشی از آن میپردازد و بیان میکند که عشق واقعی به تخت و تاج وابسته نیست و عاشقان به عقل و دنیا نیازی ندارند. همچنین اشاره میکند که عشق حقیقی رواج نمییابد و تلاش برای درمان آن بیفایده است. در نهایت، شاعر از دست دادن صبر، دل و دین را بیان کرده و به آرامش پس از این از دستدادنها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند از دست دادن دین و صبر نیاز به بلوغ فکری برای تحلیل دارد.
شماره ۱۸۸ - مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست
مجنون عشق را هوس تخت و تاج نیست
اورا که عقل نیست بهیچ احتیاج نیست ۱
گیتی نما چه حاجت؟ اگر جم بصیرتی
آیینه یی به ازمی و جام زجاج نیست ۲
هر کس که بود از هنر خود رواج یافت
کار محبت است که هیچش رواج نیست ۳
هان ای حکیم زحمت مجنون چه میدهی
داغ ستاره سوختگی را علاج نیست ۴
اهلی، کنون که صبر و دل و دین بباد رفت
آسوده شو که بر ده ویران خراج نیست ۵
اورا که عقل نیست بهیچ احتیاج نیست ۱
گیتی نما چه حاجت؟ اگر جم بصیرتی
آیینه یی به ازمی و جام زجاج نیست ۲
هر کس که بود از هنر خود رواج یافت
کار محبت است که هیچش رواج نیست ۳
هان ای حکیم زحمت مجنون چه میدهی
داغ ستاره سوختگی را علاج نیست ۴
اهلی، کنون که صبر و دل و دین بباد رفت
آسوده شو که بر ده ویران خراج نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - جور آن بت همه بر جان پریشان من است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.