هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او عمر خود را با موسیقی و عشق گذرانده، اما عشق او را سوزانده و بیخبر مانده است. نالههایش در همه جا پیچیده، اما گویا هیچ تاثیری نداشته. اشکهایش چنان زیاد شده که از چشمانش جاری شده و قلبش را به درد آورده. شاعر هشدار میدهد که بسیاری مانند او از آه و ناله سوختهاند و در نهایت، دلش از آتش شوق سوخته و نابود شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۰۲ - عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
وز سیلی عشق آنهمه از گوش بدر رفت ۱
من سوختم از عشق و ترا هیچ خبر نیست
وز ناله من در همه آفاق خبر رفت ۲
این سیل سرشک آخرم از ضعف چنان کرد
کز دیده یکی قطره بصد خون جگر رفت ۳
هش دار که بس مرغ جگر سوخته از آه
افروخت چراغ گل و بر باد سحر رفت ۴
بر گریه اهلی چه زند خنده که مسکین
دیگ دلش از آتش شوق تو بسر رفت ۵
وز سیلی عشق آنهمه از گوش بدر رفت ۱
من سوختم از عشق و ترا هیچ خبر نیست
وز ناله من در همه آفاق خبر رفت ۲
این سیل سرشک آخرم از ضعف چنان کرد
کز دیده یکی قطره بصد خون جگر رفت ۳
هش دار که بس مرغ جگر سوخته از آه
افروخت چراغ گل و بر باد سحر رفت ۴
بر گریه اهلی چه زند خنده که مسکین
دیگ دلش از آتش شوق تو بسر رفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - کسی کش بوی آن گل در دماغ است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.