هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دل‌بستگی سخن می‌گوید، با اشاره‌هایی به داستان یوسف و زلیخا و مفاهیم بلندی و پستی در عشق. شاعر از عشق به عنوان نیرویی جان‌بخش و پاک یاد می‌کند و بر ارزشمندی آن تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، اشاره‌های نمادین و استعاری ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۲۰۳ - به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است

به زهر چشم دهی جان و دل فرحناک است
چه دلبری تو که زهر از کف تو تریاک است ۱

چه شد که جامه یوسف شد از زلیخا چاک
هنوز جان زلیخا ز دست او چاک است ۲

مباش همدم هرخس کز او بود جان بخش
حیات خضر کز آلایش جنان پاک است ۳

فرشته محرم دل نیست دیوره چه سگ است
چو گل مجال ندارد چه جای خاشاک است ۴

گرت هوای بلندیست میل پستی کن
که پای خاک نشینان بر اوج افلاک است ۵

درین چمن چه گل چشم بسته یی اهلی
بزخم کشته غم بین که در دل چاک است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - عمرم همه با صوت نی و چنگ بسر رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.