خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از غم هجران و عشق سخن میگوید، با اشاره به زیارت کعبه و سجدههای طولانی. شاعر از گناهان و عمر تلفشده اظهار پشیمانی میکند و به وصال یوسف دلباز (نماد معشوق) امید دارد. همچنین، از تأثیر عشق و نوای مرغ سحر بر جانش میگوید و در پایان، به نامه سیاه گناه اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به گناه و پشیمانی، برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۰۶ - کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
کدورت غم هجرت بیک نگاه برفت
جمال کعبه چو دیدم غبار راه برفت ۱
به آستان تو چندان بسجده سودم رخ
که سوده گشت رخ و نقش سجده گاه برفت ۲
خوشم که طاعتم از سجده درت افزود
دریغ، باقی عمرم که در گناه برفت ۳
عزیز مصر وصال است یوسف دل باز
ز خاطرش غم چاه از غرور جاه برفت ۴
نوای مرغ سحر تا خبر ز عشق تو داد
صفای ورد سحرگه ز خانقاه برفت ۵
بصد امید نگه داشتم ولی آن هم
دریغ و درد که با صد دریغ و آه برفت ۶
چه طعن نامه سیاهی است بر منت اهلی
مگر گناه تو از نامه سیاه برفت ۷
جمال کعبه چو دیدم غبار راه برفت ۱
به آستان تو چندان بسجده سودم رخ
که سوده گشت رخ و نقش سجده گاه برفت ۲
خوشم که طاعتم از سجده درت افزود
دریغ، باقی عمرم که در گناه برفت ۳
عزیز مصر وصال است یوسف دل باز
ز خاطرش غم چاه از غرور جاه برفت ۴
نوای مرغ سحر تا خبر ز عشق تو داد
صفای ورد سحرگه ز خانقاه برفت ۵
بصد امید نگه داشتم ولی آن هم
دریغ و درد که با صد دریغ و آه برفت ۶
چه طعن نامه سیاهی است بر منت اهلی
مگر گناه تو از نامه سیاه برفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - چون غنچه صد دل پاره شد لب ناگشودن مشکل است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - از عالم جان آنچه بما فیض رسان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.