هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و غزلگونه، بیانگر عشق عمیق و ایثارگرانه شاعر به معشوق است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند 'سگ کوی یار' و 'خورشید'، وفاداری و عشق بیقید و شرط خود را نشان میدهد و درد دوری و زخمهای عشق را توصیف میکند. او تأکید میکند که تنها معشوق میتواند دردهایش را درمان کند و هیچکس دیگر، حتی مسیح، قادر به این کار نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات غنایی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خون جهانی ریختن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۱۸ - بمردمی چو سگ یار کس بعالم نیست
بمردمی چو سگ یار کس بعالم نیست
کسی که نیست سگ کوی یار آدم نیست ۱
گداختم ز تماشای روی او چکنم
نظاره رخ خورشید کار شبنم نیست ۲
دوای زخم دلم جز لبش که میداند
که مرهم دل من با مسیح مریم نیست ۳
گسستم از همه عالم بمهریار و چه سود
که سست عهد مرا عقد مهر محکم نیست ۴
ز بسکه خون جهانی بریخت دوری او
کجاست کز غم هجرش فغان و ماتم نیست ۵
در آفتاب رخش کم ز ذره یی اهلی است
ولی بمهر و محبت ز هیچکس کم نیست ۶
کسی که نیست سگ کوی یار آدم نیست ۱
گداختم ز تماشای روی او چکنم
نظاره رخ خورشید کار شبنم نیست ۲
دوای زخم دلم جز لبش که میداند
که مرهم دل من با مسیح مریم نیست ۳
گسستم از همه عالم بمهریار و چه سود
که سست عهد مرا عقد مهر محکم نیست ۴
ز بسکه خون جهانی بریخت دوری او
کجاست کز غم هجرش فغان و ماتم نیست ۵
در آفتاب رخش کم ز ذره یی اهلی است
ولی بمهر و محبت ز هیچکس کم نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - تاخار عشق در جگر من شکسته است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - گریه ام دید و چو گل از خنده آن مهوش شکفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.