هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از عشق و جدایی است. شاعر از زخمهای عاطفی و ناملایمات زندگی شکایت میکند و به تأثیرات عمیق عشق و محرومیت از معشوق اشاره دارد. همچنین، از مفاهیمی مانند حسرت، فداکاری و ناامیدی در عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و حسرت نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۲۲۳ - سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است
سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است
دست من گیر از کرم چون پایم از جا رفته است ۱
بعد از این خواهد ز صحراسیل خون آمد بشهر
بسکه خون دل ز چشم ما بصحرار رفته است ۲
هیچکس را خاری از دست غمت بر پا نرفت
هر چه رفت از زخم بیداد تو بر ما رفته است ۳
آفتاب من اگر از روی زین گردد بلند
پست گردد کار مه هر چند بالا رفته است ۴
کس بیوسف ننگرد از گرمی بازار تو
بلکه چون یوسف هزار اینجا بسودار رفته است ۵
خسروان را آرزوی لعل شیرین تو کشت
کوهکن دروادی حسرت نه تنها رفته است ۶
در سر کوی بتان اهلی گر رفت رفت
صد هزاران دین و دل اینجا بیغمار رفته است ۷
دست من گیر از کرم چون پایم از جا رفته است ۱
بعد از این خواهد ز صحراسیل خون آمد بشهر
بسکه خون دل ز چشم ما بصحرار رفته است ۲
هیچکس را خاری از دست غمت بر پا نرفت
هر چه رفت از زخم بیداد تو بر ما رفته است ۳
آفتاب من اگر از روی زین گردد بلند
پست گردد کار مه هر چند بالا رفته است ۴
کس بیوسف ننگرد از گرمی بازار تو
بلکه چون یوسف هزار اینجا بسودار رفته است ۵
خسروان را آرزوی لعل شیرین تو کشت
کوهکن دروادی حسرت نه تنها رفته است ۶
در سر کوی بتان اهلی گر رفت رفت
صد هزاران دین و دل اینجا بیغمار رفته است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - دیوانه یارم من و با کس نظرم نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - هر که عاشق شد چو شمع آزاده از دل مردگی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.