خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و زندگی از دیدگاه عرفانی میپردازد. شاعر عشق را به عنوان جوهره زندگی توصیف میکند و معتقد است که حتی رنجهای ناشی از عشق نیز ارزشمند هستند. متن به مفاهیمی مانند فنا در عشق، پذیرش رنجهای عاشقی و تشبیه انسان به عناصر طبیعت مانند گل و شمع اشاره دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین برخی از استعارهها و مفاهیم مانند 'مردگی' و 'شهید عشق' ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۲۴ - هر که عاشق شد چو شمع آزاده از دل مردگی است
هر که عاشق شد چو شمع آزاده از دل مردگی است
زندگی دلگرمی عشق است و مرگ افسردگی است ۱
من بآزارت خوشم چون مرهم دیدار هست
خوشدل از یک دیدنم گر صد هزار آزردگی است ۲
گر ز پیری سبزه پژمرده ام عیبم مکن
آخر کار گل سیراب هم پژمردگی است ۳
داغ دل در پرده دارد غنچه زان رسوا نشد
مستی و رسوایی ما چون گل از بی پردگی است ۴
گر شهید عشق شد اهلی نگویی مرده است
در حقیقت زندگی این است و نامش مردگی است ۵
زندگی دلگرمی عشق است و مرگ افسردگی است ۱
من بآزارت خوشم چون مرهم دیدار هست
خوشدل از یک دیدنم گر صد هزار آزردگی است ۲
گر ز پیری سبزه پژمرده ام عیبم مکن
آخر کار گل سیراب هم پژمردگی است ۳
داغ دل در پرده دارد غنچه زان رسوا نشد
مستی و رسوایی ما چون گل از بی پردگی است ۴
گر شهید عشق شد اهلی نگویی مرده است
در حقیقت زندگی این است و نامش مردگی است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - سرومن، صد خارم از دست تو در پا رفته است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.