هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، حسرت و رنج عاشق سخن میگوید. شاعر با بیانهایی مانند «دل از یاد تو خرسند توان داشت» و «بیجان تن فرسوده» به تلخیهای عشق اشاره میکند. همچنین، با استفاده از استعارههایی مانند «طوطی دلسوخته» و «لعل شکرخند»، عشق را شیرین و دردناک توصیف میکند. در نهایت، شاعر به بیوفایی معشوق و ناپایداری عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتبار است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۲۵ - گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
بی جان تن فرسوده نگه چند توان داشت ۱
خود گوی که این طوطی دلسوخته تا چند
در حسرت آن لعل شکر خند توان داشت ۲
با اینهمه تلخی نتوان ساخت که آخر
یکبوسه زان لب چون قند توان داشت ۳
سودا زده چون گوش کند پند خردمند
این شیوه طمع هم ز هردمند توان داشت ۴
ناصح همه حکمت بود این پند تو لیکن
گر هوش بود گوش برین پند توان داشت ۵
عهد تو و سوگند تو بسیار نپاید
کافر بچه را چند بسوگند توان داشت ۶
اهلی زهوای تو کسش باز نیارد
سیمرغ نه مرغیست که در بند توان داشت ۷
بی جان تن فرسوده نگه چند توان داشت ۱
خود گوی که این طوطی دلسوخته تا چند
در حسرت آن لعل شکر خند توان داشت ۲
با اینهمه تلخی نتوان ساخت که آخر
یکبوسه زان لب چون قند توان داشت ۳
سودا زده چون گوش کند پند خردمند
این شیوه طمع هم ز هردمند توان داشت ۴
ناصح همه حکمت بود این پند تو لیکن
گر هوش بود گوش برین پند توان داشت ۵
عهد تو و سوگند تو بسیار نپاید
کافر بچه را چند بسوگند توان داشت ۶
اهلی زهوای تو کسش باز نیارد
سیمرغ نه مرغیست که در بند توان داشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - هر که عاشق شد چو شمع آزاده از دل مردگی است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.