هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه‌ای است که شاعر از فراق معشوق متحمل شده است. او از دست دادن صبر، عقل، دین و دل را در اثر این هجران توصیف می‌کند و خود را در راه عشق، تنها و سرگردان می‌بیند. در نهایت، شاعر مانند مجنون، در بیابان عدم با خاطری آواره به دنبال معشوق می‌رود.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۲۶ - بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت

بازم از چشم آنسوار سرکش خونخوار رفت
شد عنان از دست و دست از کار و کار از چاره رفت ۱

اندک اندک میشد از دل درد او بیرون به اشگ
چاک کردم سینه تا دردم ز دل یکپاره رفت ۲

من تنها از پی دل میروم در راه عشق
هر که آمد در جهان دنبال دل همواره رفت ۳

حق مگر صبر و دلی بازم دهد کز هجر او
آنچه بود از صبر و عقل و دین و دل یکباره رفت ۴

چون توانم از خریداری یوسف دم زدن
من که نقد هستیم در کار یک نظاره رفت ۵

تا تو در جان آمدی صبر و دل از تن رخت بست
آشنا شد با تو جان و از میان بیکاره رفت ۶

عاقبت اهلی چو مجنون از غم آن نو غزال
در بیابان عدم با خاطر آواره رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۵ - گیرم که دل از یاد تو خرسند توان داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۷ - جانم در آتش از ستم ماهپاره ایست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.