خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیباییهای زندگی، عشق و رنجهای آن میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند خوشنفسی، حسن، غم، رندی و زهر سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس مانند او این احساسات را درک نمیکند. همچنین، او به رابطهی انسان با هستی و فلک اشاره میکند و از تلخیهای زندگی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و زهر نیاز به بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۲۳۲ - با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست
با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست
آواز خوشی باری اگر حسن خوشی نیست ۱
گر روسیه از حسن تو گشتیم هم از ماست
در آینه صورتگر چین و حبشی نیست ۲
زاد منشین در صف میخانه که اینجا
رندی است هنر کار بدستار کشی نیست ۳
تلخ است مذاق غم و این چاشنی زهر
جز من که شناسد که چو من زهر چشی نیست ۴
هرچند فلک کینه کش از تلخی مرگ است
هرگز بتر از زهر غمت کینه کشی نیست ۵
از سینه صد چاک و صفای دل اهلی
پیداست که در آینه اش هیچ غشی نیست ۶
آواز خوشی باری اگر حسن خوشی نیست ۱
گر روسیه از حسن تو گشتیم هم از ماست
در آینه صورتگر چین و حبشی نیست ۲
زاد منشین در صف میخانه که اینجا
رندی است هنر کار بدستار کشی نیست ۳
تلخ است مذاق غم و این چاشنی زهر
جز من که شناسد که چو من زهر چشی نیست ۴
هرچند فلک کینه کش از تلخی مرگ است
هرگز بتر از زهر غمت کینه کشی نیست ۵
از سینه صد چاک و صفای دل اهلی
پیداست که در آینه اش هیچ غشی نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - حسن تو گرچه با همه کس در تجلی است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.