خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از عشق، درد دل، و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از تشبیههای زیبایی مانند نرگس، لاله، شمع، و پروانه استفاده کرده تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، اشارههایی به داستانهای اساطیری مانند یوسف و پیراهن او دارد. متن پر از تصاویر شاعرانه و احساسات عمیق است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و اساطیری نیاز به دانش ادبی بیشتری دارد.
شماره ۲۳۳ - نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است
نرگس رعنا اگر چشم و چراغ گلشن است
لاله یی کز خون دل دارد نشان چشم من است ۱
حاجت گفتن ندارد حال من ای شمع حسن
قصه جانسوزی پروانه حرفی روشن است ۲
دست چون در خون من دارد! اگر با دیگری
دست در گردن کند خون منش در گردن است ۳
آتش غم ساقیا ننشاند الا آب می
رحم کن ای ابر رحمت کاتشم در خرمن است ۴
جیب آن دارد از پیراهن یوسف نشان
گکوری ایبرا در اینهمان پیراهن است ۵
حال سوز دوستان ای شمع میدانی ولی
من از آن سوزم که چشمت بر زبان دشمن است ۶
نگسلم اهلی به جور از دامن آن گل چو خار
هر کجا خواهد شدن دست منش در دامن است ۷
لاله یی کز خون دل دارد نشان چشم من است ۱
حاجت گفتن ندارد حال من ای شمع حسن
قصه جانسوزی پروانه حرفی روشن است ۲
دست چون در خون من دارد! اگر با دیگری
دست در گردن کند خون منش در گردن است ۳
آتش غم ساقیا ننشاند الا آب می
رحم کن ای ابر رحمت کاتشم در خرمن است ۴
جیب آن دارد از پیراهن یوسف نشان
گکوری ایبرا در اینهمان پیراهن است ۵
حال سوز دوستان ای شمع میدانی ولی
من از آن سوزم که چشمت بر زبان دشمن است ۶
نگسلم اهلی به جور از دامن آن گل چو خار
هر کجا خواهد شدن دست منش در دامن است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - جهان جوان ز بهار و خزان پیری ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.