خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عشق و ارادت خود را به معشوق بیان میکند و از لذتهای عاشقانه و معنوی سخن میگوید. او از طلب وصال، شادیهای عاشقی، و مستی عشق صحبت میکند و تأکید میکند که حتی اگر به وصال نرسد، مسیر عشق خودش لذتبخش است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به مستی و عشق دارد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۲۳۶ - از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است
از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است
من کیستم که با تو نشینم ادب خوش است ۱
گر کعبه وصال تو نتوان بسعی یافت
ننشینم از طلب که درین ره طلب خوش است ۲
گر بر تو خوش بود غم و اندوه عاشقی
ورنی بهر که هست نشاط و طرب خوش است ۳
من منع صوفی از می و شاهد نمیکنم
با لعل یار ساغر می لب بلب خوش است ۴
صاحب خرد خمار بلا سال و مه کشد
اهلی که مست عشق بود روز و شب خوش است ۵
من کیستم که با تو نشینم ادب خوش است ۱
گر کعبه وصال تو نتوان بسعی یافت
ننشینم از طلب که درین ره طلب خوش است ۲
گر بر تو خوش بود غم و اندوه عاشقی
ورنی بهر که هست نشاط و طرب خوش است ۳
من منع صوفی از می و شاهد نمیکنم
با لعل یار ساغر می لب بلب خوش است ۴
صاحب خرد خمار بلا سال و مه کشد
اهلی که مست عشق بود روز و شب خوش است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - بکوی عشق که طوفان نوح از آن وادی است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.