هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از سوختن شمع رخسار معشوق، سوختن دل سنگ از حسرت فرهاد، و سوختن مرد عشق در آتش وفا سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به تأثیر عشق بر دل سخت و نهایتاً اسارت عاشق دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'سوختن در آتش' یا 'تف خون دل' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۲۳۷ - شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت

شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت
هرکه را چشم برین طایفه افتاد بسوخت ۱

شرر تیشه فرهاد دلیلست بر آن
که دل سنگ هم از حسرت فرهاد بسوخت ۲

مرد عشق آن زن هندوست که در کیش وفا
زنده چونشمع در آتش شد و آزاد بسوخت ۳

از تف خون دلم خنجر او سرخ شدست
یاز سوز جگر من دل فولاد بسوخت ۴

عاقبت اهلی دلسوخته چون صید اسیر
آنچنان مرد که بروی دل صیاد بسوخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - از لطف اگرچه با سگ خویشت عجب خوش است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - وادی مجنون و شان، عالم آزادی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.