هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و آزادی روح میپردازد و بیان میکند که در وادی عشق، غم و شادی معنایی ندارد. همچنین، تأکید دارد که پیروی از عشق حقیقی و راهنماییهای پیر مغان باعث رهایی از تاریکیها میشود. در پایان، هشدار میدهد که دلبستگی به دنیا و غمهای آن، انسان را از سعادت واقعی دور میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۳۸ - وادی مجنون و شان، عالم آزادی است
وادی مجنون و شان، عالم آزادی است
از همه غم رسته است هر که درین وادی است ۱
مرد ره عشق را از غم و شادی چه فکر
مرد نیی گر ترا فکر غم و شادی است ۲
بامی همچون چراغ ظلمت غم باک نیست
گم نشود هر کرا پیر مغان هادی است ۳
نسبت موی ترا باد بسنبل چو کرد
هیچ پریشان مشو کاین سخن بادی است ۴
گو بنشین و مبر سعی ره کعبه هیچ
هر که ز کم همتی در غم بی زادی است ۵
اهلی، اگر چشم یار خانه مردم کند
وای بر آن خانه یی کش دل آبادی است ۶
از همه غم رسته است هر که درین وادی است ۱
مرد ره عشق را از غم و شادی چه فکر
مرد نیی گر ترا فکر غم و شادی است ۲
بامی همچون چراغ ظلمت غم باک نیست
گم نشود هر کرا پیر مغان هادی است ۳
نسبت موی ترا باد بسنبل چو کرد
هیچ پریشان مشو کاین سخن بادی است ۴
گو بنشین و مبر سعی ره کعبه هیچ
هر که ز کم همتی در غم بی زادی است ۵
اهلی، اگر چشم یار خانه مردم کند
وای بر آن خانه یی کش دل آبادی است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - بسکه هرجا صفت خون دل آشامی ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.