خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، ادب، و جستجوی معنوی میپردازد. شاعر از تشنگی برای عشق، اهمیت ادب، و تلاش برای رسیدن به حقیقت سخن میگوید. همچنین، به نقش درد و رنج در زندگی و تأثیر سخنان حکیمانه اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۴۲ - چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است
چنین که تشنه بخون لعل یاربی سبب است
هلاک ما عجبی نیست زندگی عجب است ۱
من از ادب نشمارم سگ درت خود را
که آدمش نشمارند هرکه بی ادب است ۲
اگرچه خاک شدم رخ متاب ای خورشید
که ذره ذره غبارم هنوز در طلب است ۳
به مجلسی که بود هزار دل پرخون
چه جای ساغر عیش و پیاله طرب است ۴
ز استخوان چه عجب در رطب کزوما را
بجای مغز ز پیکان در استخوان رطب است ۵
فکند از آن سخنت شور در عجم اهلی
که چاشنی حدیث تو از شه عرب است ۶
هلاک ما عجبی نیست زندگی عجب است ۱
من از ادب نشمارم سگ درت خود را
که آدمش نشمارند هرکه بی ادب است ۲
اگرچه خاک شدم رخ متاب ای خورشید
که ذره ذره غبارم هنوز در طلب است ۳
به مجلسی که بود هزار دل پرخون
چه جای ساغر عیش و پیاله طرب است ۴
ز استخوان چه عجب در رطب کزوما را
بجای مغز ز پیکان در استخوان رطب است ۵
فکند از آن سخنت شور در عجم اهلی
که چاشنی حدیث تو از شه عرب است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - قد طوبی و لب کوثر و خود حور بهشت است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - خونم به جور تیغ تو در گردن خودست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.