این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از تیغ معشوق به عنوان نماد درد و رنج یاد میکند و بیان میکند که هر کس با معشوق دوست باشد، دشمن خود است. شاعر همچنین از مستی و سرمستی ناشی از عشق میگوید و اشاره میکند که دردهای راه معشوق برای او مانند سوزنهای مسیح است. در نهایت، او تأکید میکند که تنها تیغ معشوق میتواند فریادرس او باشد و دلش تنها به خرمن معشوق نظر دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'تیغ' و 'خار ره' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۴۳ - خونم به جور تیغ تو در گردن خودست
هر کس با تو دوست بود دشمن خودست ۱
مستانه سرو ناز تو ره میرود مگر
سرمست جلوه ای خرامیدن خودست ۲
خار ره تو هر که بسوزن کشد ز پا
همچون مسیح خار رهش سوزن خودست ۳
جز تیغ دوست کیست که فریادرس شود
ما را که کار دل همه در گردن خودست ۴
هرگز نظر به خرمن عالم نمی کند
اهلی که خوشه چینی اش از خرمن خودست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.