هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جمال معشوق سخن میگوید و درد دل بیقرار خود را بیان میکند. او از نگاه معشوق به عنوان صیادی که دل و جانش را میدزدد یاد میکند و از رازهای نهفته در جمال معشوق میگوید. شاعر همچنین از درد فراق و زخمهای عشق شکایت میکند و معتقد است که زخم زبان از زخم نیزه سختتر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'زخم زبان' و 'درد فراق' نیاز به درک عاطفی بالاتری دارند.
شماره ۲۵۳ - چشم تو دگر در پی صید دل و جان است
چشم تو دگر در پی صید دل و جان است
صیادیت از دیدن دزدیده عیان است ۱
گر داشت پری چون تو جمالی چه نهان داشت
پیداست که از شرم جما تو نهان است ۲
حال دل بیچاره مگر جان بتو گوید
با دوست حکایت نه سرو کار زبان است ۳
بوی تو نشان میدهدم ناله پر درد
هر ناله که از درد برآید به نشان است ۴
مرهم بنهم بر دل و زخمم مزن از طعن
کین زخم زبان سخت تر از زخم سنان است ۵
گیرم بت چین جان دهد آرایش حسنش
من کشته آن ساد رخم کلفت جان است ۶
می بارد ازین مغبچگان طرفه غزالی
اینست درین مردم و اهلی سگ آن است ۷
صیادیت از دیدن دزدیده عیان است ۱
گر داشت پری چون تو جمالی چه نهان داشت
پیداست که از شرم جما تو نهان است ۲
حال دل بیچاره مگر جان بتو گوید
با دوست حکایت نه سرو کار زبان است ۳
بوی تو نشان میدهدم ناله پر درد
هر ناله که از درد برآید به نشان است ۴
مرهم بنهم بر دل و زخمم مزن از طعن
کین زخم زبان سخت تر از زخم سنان است ۵
گیرم بت چین جان دهد آرایش حسنش
من کشته آن ساد رخم کلفت جان است ۶
می بارد ازین مغبچگان طرفه غزالی
اینست درین مردم و اهلی سگ آن است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - جان دادن از وفا هنر کوهکن بس است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - پیری خزان تازه بهار جوانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.