خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، رنج، فداکاری و حقیقت وجودی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی حیاتی و گاه دردناک سخن میگوید که حتی بزرگان را به زانو درمیآورد. همچنین، به زیباییهای پنهان و رنجهای ناشی از عشق اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و فداکاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۵ - حیاتی با رخ خوی کرده اوست
حیاتی با رخ خوی کرده اوست
که صد خضر و مسیحا مرده اوست ۱
من از بالای او دارم شکایت
که در عالم بلا آورده اوست ۲
چراغ زاهد از عشق ار نیفروخت
نه از عشق از دل افسرده اوست ۳
بر افکن پرده ای باد از رخ گل
که گنج حسن زیر پرده اوست ۴
سگش را گر شوم قربان چه منت
که مغز استخوان پرورده اوست ۵
چو بی آزار نتوان در جهان زیست
خوشا دلخسته یی کازرده اوست ۶
رقیب از خون دل پی برد آخر
که اهلی صید پیکان خورده اوست ۷
که صد خضر و مسیحا مرده اوست ۱
من از بالای او دارم شکایت
که در عالم بلا آورده اوست ۲
چراغ زاهد از عشق ار نیفروخت
نه از عشق از دل افسرده اوست ۳
بر افکن پرده ای باد از رخ گل
که گنج حسن زیر پرده اوست ۴
سگش را گر شوم قربان چه منت
که مغز استخوان پرورده اوست ۵
چو بی آزار نتوان در جهان زیست
خوشا دلخسته یی کازرده اوست ۶
رقیب از خون دل پی برد آخر
که اهلی صید پیکان خورده اوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - پیری خزان تازه بهار جوانی است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - تشریف کرامت اگر از لطف الهی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.