هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند امید، درد و رنج، عشق، صبر و رضایت به قضا و قدر میپردازد. شاعر بیان میکند که امید مردم به خوشبختی و دولتشان است، اما امید او به غم و درد و حسرت است. همچنین، عاشق اسیر رنج عشق است اما از این اسارت راضی است. متن تأکید دارد که رضایت به قسمت الهی و صبر در برابر مشکلات ارزشمند است و بهشت واقعی در خلوت و دل زندهدلان یافت میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج و حسرت ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۶۰ - امید خلق باقبال و دولت خویش است
امید خلق باقبال و دولت خویش است
امید ما بغم و درد و حسرت خویش است ۱
اسیر محنت عشق از هوای راحت وصل
اسیر نیست گرفتار محنت خویش است ۲
چه غم ز داغ محبت چو شمع عاشق را
گرش ثبات قدم در مشقت خویش است ۳
دلی غمین نگذارد به بیش و کم ساقی
غم او خورد که نه راضی بقسمت خویش است ۴
بزیر پای خسان سرمنه چو سبزه که سرو
بلند قدریش از قدر و همت خویش است ۵
هزار سال اگرت مهر مینماید چرخ
مباش غره که در بند فرصت خویش است ۶
سر بهشت ندارد کز کنج غم اهلی
بهشت زنده دلان کنج خلوت خویش است ۷
امید ما بغم و درد و حسرت خویش است ۱
اسیر محنت عشق از هوای راحت وصل
اسیر نیست گرفتار محنت خویش است ۲
چه غم ز داغ محبت چو شمع عاشق را
گرش ثبات قدم در مشقت خویش است ۳
دلی غمین نگذارد به بیش و کم ساقی
غم او خورد که نه راضی بقسمت خویش است ۴
بزیر پای خسان سرمنه چو سبزه که سرو
بلند قدریش از قدر و همت خویش است ۵
هزار سال اگرت مهر مینماید چرخ
مباش غره که در بند فرصت خویش است ۶
سر بهشت ندارد کز کنج غم اهلی
بهشت زنده دلان کنج خلوت خویش است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.