هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آفتاب، چراغ، آتش، و گلها، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از دوری معشوق رنج میبرد، اما هنوز امید و اشتیاق در دلش زنده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۲۷۳ - تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
مرا هوای تو ایشمع انجمن باقی است ۱
چراغ وصل گر از مهر می کنی روشن
بیا بیا که هنوز آتشی ز من باقی است ۲
بنای میکده طوفان عشق کند ولی
هنوز آتش سودای برهمن باقی است ۳
کنون به گشت چمن باغبان درم بگشای
که گل برفت و خس و خار در چمن باقی است ۴
ز جور زلف تو اهلی سخن دراز نکرد
وگر مجال حکایت بود سخن باقی است ۵
مرا هوای تو ایشمع انجمن باقی است ۱
چراغ وصل گر از مهر می کنی روشن
بیا بیا که هنوز آتشی ز من باقی است ۲
بنای میکده طوفان عشق کند ولی
هنوز آتش سودای برهمن باقی است ۳
کنون به گشت چمن باغبان درم بگشای
که گل برفت و خس و خار در چمن باقی است ۴
ز جور زلف تو اهلی سخن دراز نکرد
وگر مجال حکایت بود سخن باقی است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۲ - خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت
گوهر بعدی:شماره ۲۷۴ - این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.