هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق عمیق و حیرتآور خود سخن میگوید که از رقیبان ایمن است. او از درد فراق و غصههای عشق شکایت دارد و محبت خود را پنهان میکند. همچنین، از چشمه حیات میخواهد تا راهنما باشد، چرا که حتی خضر نیز در این بیابان گم شده است. شاعر از دردسرهای مردم مینالد و عشق را تاوانی سنگین میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و فراق ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۷۵ - گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
که هرکه هست چو من در رخ تو حیران است ۱
چو رفت دامن وصلت ز دست من بیرون
همیشه دستم ازین غصه در گریبان است ۲
محبت تو من از بیم خصم می پوشم
وگرنه اینکه تو بینی هزار چندان است ۳
تو خود دلیل شو ای چشمه حیات مرا
که خضر گمشده ره هم ازین بیابان است ۴
مدار درد سر خلق بیش ازین اهلی
دلی که خون شود از عشق بر که تاوان است ۵
که هرکه هست چو من در رخ تو حیران است ۱
چو رفت دامن وصلت ز دست من بیرون
همیشه دستم ازین غصه در گریبان است ۲
محبت تو من از بیم خصم می پوشم
وگرنه اینکه تو بینی هزار چندان است ۳
تو خود دلیل شو ای چشمه حیات مرا
که خضر گمشده ره هم ازین بیابان است ۴
مدار درد سر خلق بیش ازین اهلی
دلی که خون شود از عشق بر که تاوان است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.