هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند و از زیبایی و جذابیت او سخن میگوید. او حاضر است جان خود را فدای نگاه معشوق کند و از قدرت و تأثیرگذاری معشوق در زندگی خود میگوید. همچنین، شاعر به ناتوانی خود در برابر جمال معشوق اشاره میکند و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبیات کلاسیک دارند که معمولاً با افزایش سن و تجربه به دست میآید.
شماره ۲۷۶ - بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
که هزار جان شیرین بفدای یک نگاهت ۱
اگرم کشی چه حاجت بهزار تیر مژگان
که بس است یک اشارت ز دو نرگس سیاهت ۲
چو تو پادشاه حسنی غم دادخواه می پرس
که به پرسشی شود خوش دل ریش دادخواهت ۳
ولی از غرور خوبی بگدا کجا کنی رحم
که نگه نمی فتد هم به هزار پادشاهت ۴
چو مگس به خوان وصلم بحساب اگر نیاری
بسم این که در شمارم بسیاهی سپاهت ۵
سر خون خلق داری منه از دلم برون پای
که ز تیر آه مردم دل من بود پناهت ۶
بحیات جاودانی نرسی چو خضر اهلی
مگر آنکه درد جامی برسد ز دست شاهت ۷
که هزار جان شیرین بفدای یک نگاهت ۱
اگرم کشی چه حاجت بهزار تیر مژگان
که بس است یک اشارت ز دو نرگس سیاهت ۲
چو تو پادشاه حسنی غم دادخواه می پرس
که به پرسشی شود خوش دل ریش دادخواهت ۳
ولی از غرور خوبی بگدا کجا کنی رحم
که نگه نمی فتد هم به هزار پادشاهت ۴
چو مگس به خوان وصلم بحساب اگر نیاری
بسم این که در شمارم بسیاهی سپاهت ۵
سر خون خلق داری منه از دلم برون پای
که ز تیر آه مردم دل من بود پناهت ۶
بحیات جاودانی نرسی چو خضر اهلی
مگر آنکه درد جامی برسد ز دست شاهت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - همچو چنگ افغان من بی زخم بیدادی نخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.