هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج انسان در برابر بیداد و ناعدالتی سخن میگوید. شاعر از آه و نالههای جانسوز، دوری از شادی، و اسارت در نیازها مینالد. همچنین، به زیبایی و آزادی اشاره میکند و از عشق و محبت به عنوان نیرویی رهاییبخش یاد مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به رنج و بیداد نیازمند درک و تجربهای است که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۷۷ - همچو چنگ افغان من بی زخم بیدادی نخاست
همچو چنگ افغان من بی زخم بیدادی نخاست
تا رگ جان از تو نخراشید فریادی نخاست ۱
پیش من باداست آهی کاین حریفان میکشند
ناله جانسوز هرگز از دل شادی نخاست ۲
مادر ایام چندانک آدمی میپرورد
از کنار آدمی هرگز پریزادی نخاست ۳
از نیاز ما اسیران همچو سرو آزاده اند
چون تو در گلزار خوبی سرو آزادی نخاست ۴
خود گرفتم در چمن شمشاد خیزد همچو تو
چون رخ خوب تو هرگز گل ز شمشادی نخاست ۵
نام جان بخشت که برد؟ ای خسرو شیرین دهن
کز پس هر سنگ در کوی تو فرهادی نخاست ۶
بر درت اهلی نشست و خاست، از مردم برید
بی قدت یک لحظه گر بنشست بی بادی نخاست ۷
تا رگ جان از تو نخراشید فریادی نخاست ۱
پیش من باداست آهی کاین حریفان میکشند
ناله جانسوز هرگز از دل شادی نخاست ۲
مادر ایام چندانک آدمی میپرورد
از کنار آدمی هرگز پریزادی نخاست ۳
از نیاز ما اسیران همچو سرو آزاده اند
چون تو در گلزار خوبی سرو آزادی نخاست ۴
خود گرفتم در چمن شمشاد خیزد همچو تو
چون رخ خوب تو هرگز گل ز شمشادی نخاست ۵
نام جان بخشت که برد؟ ای خسرو شیرین دهن
کز پس هر سنگ در کوی تو فرهادی نخاست ۶
بر درت اهلی نشست و خاست، از مردم برید
بی قدت یک لحظه گر بنشست بی بادی نخاست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.