هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، غم و اندوه ناشی از تغییرات زمانه و یادآوری خاطرات گذشته را بیان میکند. شاعر از نوآمدن بهار و گلها سخن میگوید، اما این تازگی در او غمی دیرینه را زنده میکند. او از جانسوزی عشق، رنجهای دل و خاطرات تلخ و شیرین گذشته میگوید. همچنین، اشارهای به مهر و محبت و گنجینههای پنهان در دل دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و اندوه، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۸۷ - گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفت
گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفت
مرغ جان را نفس اندر قفس سینه گرفت ۱
آن حریفی که شبش بودمی از خون دلم
بازش امروز هوای می دوشینه گرفت ۲
چند جان همه را آن مه نو خط سوزد
آخرش دود دل خلق در آیینه گرفت ۳
گنج سر دهنش تا نبرد راه کسی
مهر خط لب لعلش در گنجینه گرفت ۴
دی مرا بود گذر بر سر کوی دگری
ره بمن دوش سک کویش ازان کینه گرفت ۵
بسکه بر خرقه پشمین بودم داغ شراب
در دلم آتش ازین خرقه پشمینه گرفت ۶
تازه گلزار جهان بر دل اهلی تنگ است
مرغ روحش ره آن گلشن دیرینه گرفت ۷
مرغ جان را نفس اندر قفس سینه گرفت ۱
آن حریفی که شبش بودمی از خون دلم
بازش امروز هوای می دوشینه گرفت ۲
چند جان همه را آن مه نو خط سوزد
آخرش دود دل خلق در آیینه گرفت ۳
گنج سر دهنش تا نبرد راه کسی
مهر خط لب لعلش در گنجینه گرفت ۴
دی مرا بود گذر بر سر کوی دگری
ره بمن دوش سک کویش ازان کینه گرفت ۵
بسکه بر خرقه پشمین بودم داغ شراب
در دلم آتش ازین خرقه پشمینه گرفت ۶
تازه گلزار جهان بر دل اهلی تنگ است
مرغ روحش ره آن گلشن دیرینه گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۶ - چشم همه را بر گل روی تو نگاه است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۸ - صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.