خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر درد و رنج عاشقانه است که شاعر از جفاهای معشوق و ناآگاهی او از این رنجها شکایت میکند. همچنین، اشارهای به پذیرش این دردها به عنوان سرنوشت عاشقان و انتقاد از نصیحتهای بیفایده دارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای روحی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۸۸ - صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است
صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است
داروی درد من از درد جگر سوزتر است ۱
چون ننالم که رقیبش بجفا می کشدم
وین که او آگه ازین نیست جفای دگرست ۲
منم آن دلشده پروانه که جا بر سر شمع
بی خبر سوخته ام تا دگران را خبرست ۳
هر کجا غمزده شوخی است بلای دل ماست
تیر باران بلا در ره اهل نظرست ۴
ناصحا من نکنم ترک بتان قصه مخوان
گفتگویی که بجایی نرسد درد سر است ۵
اهلی از بهر خدا پرده زنار بکش
که تفاوت زتو تا بر همنان اینقدرست ۶
داروی درد من از درد جگر سوزتر است ۱
چون ننالم که رقیبش بجفا می کشدم
وین که او آگه ازین نیست جفای دگرست ۲
منم آن دلشده پروانه که جا بر سر شمع
بی خبر سوخته ام تا دگران را خبرست ۳
هر کجا غمزده شوخی است بلای دل ماست
تیر باران بلا در ره اهل نظرست ۴
ناصحا من نکنم ترک بتان قصه مخوان
گفتگویی که بجایی نرسد درد سر است ۵
اهلی از بهر خدا پرده زنار بکش
که تفاوت زتو تا بر همنان اینقدرست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفت
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - کار از دهان او همه دم بر مراد نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.