هوش مصنوعی: این متن شعری است که از ناامیدی، دلتنگی و بی‌اعتمادی به دنیا و اطرافیان سخن می‌گوید. شاعر از بی‌وفایی دنیا، غم‌های ناشناخته و ناعادلانه بودن چرخش روزگار شکایت دارد و تنها امیدش به وصل یار است. همچنین، او از بی‌عدالتی و جفای یار می‌نالد و بیان می‌کند که در این راه، جای دادخواهی نیست.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بی‌عدالتی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۲۸۹ - کار از دهان او همه دم بر مراد نیست

کار از دهان او همه دم بر مراد نیست
بر هیچ اعتبار و بهیچ اعتماد نیست ۱

بازآ که غنچه وار دل تنگ بسته است
غیر از نسیم وصل تو هیچش گشاد نیست ۲

جان حزین من که کسی یاد او نکرد
در ورطه غمی است که کس را بیاد نیست ۳

تو جان عالمی نه پری و نه آدمی
آدم فرشته خوی و پری حور زاد نیست ۴

ای چرخ کج نهاد بما راست چون شوی
جز کجروی چو هیچ ترا در نهاد نیست ۵

اهلی بجور یار چو خود دل نهاده یی
بیداد او گرت بکشد جای داد نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۸ - صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است
گوهر بعدی:شماره ۲۹۰ - گاه گاهم خانه از برق وصالش روشن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.