هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، دیوانگی عاشقانه، رنجهای عشق، و بیتوجهی به دنیای مادی میپردازد. شاعر از زبان عاشقی سخن میگوید که در راه عشق، از عقل و زهد معمولی دور شده و به حریم کعبه و بتخانه به یک چشم نگاه میکند. همچنین، اشارههایی به رنجهای عاشقان و بیگانگی آنان با دنیای عادی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مست خون خویشتن' و 'رقص در آتش' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک صحیح دارند.
شماره ۲۹۴ - نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
حلقه بر در گو مزن زاهد که کس در خانه نیست ۱
در حریم کعبه و بتخانه عاشق محرم است
هرکه با عاشق آشنا شد هیچ جا بیگانه نیست ۲
سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است
قصه صاحبدلان درد دل است افسانه نیست ۳
همچو مجنون نوغزالی رام من هرگز نشد
چون کنم عقل معاشی با من دیوانه نیست ۴
مست خون خویشتن چون مردم چشم خوردیم
مستی اهل نظر از ساغر و پیمانه نیست ۵
تا سفال درد باشد جام زمزم گو مده
لذتی درمی پرستی نیست تا مردانه نیست ۶
کس چو اهلی شمع من در خون گرم خود نکشت
رقص در آتش زدن جز شیوه پروانه نیست ۷
حلقه بر در گو مزن زاهد که کس در خانه نیست ۱
در حریم کعبه و بتخانه عاشق محرم است
هرکه با عاشق آشنا شد هیچ جا بیگانه نیست ۲
سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است
قصه صاحبدلان درد دل است افسانه نیست ۳
همچو مجنون نوغزالی رام من هرگز نشد
چون کنم عقل معاشی با من دیوانه نیست ۴
مست خون خویشتن چون مردم چشم خوردیم
مستی اهل نظر از ساغر و پیمانه نیست ۵
تا سفال درد باشد جام زمزم گو مده
لذتی درمی پرستی نیست تا مردانه نیست ۶
کس چو اهلی شمع من در خون گرم خود نکشت
رقص در آتش زدن جز شیوه پروانه نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۳ - خوش نیست بی تو ساقی گر بزم خلد باقی است
گوهر بعدی:شماره ۲۹۵ - هزار شکر که مارا سر شکایت نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.