هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، عشق و ارادت شاعر به معشوق و میکده را بیان میکند. شاعر خود را تنها گمراه کوی معشوق میداند و از ناآگاهی دیگران از حقیقت وجود سخن میگوید. او از پایبندی به میکده و بیاعتنایی به زاهد و مسجد میگوید و تأکید میکند که نصیحت دیگران در مورد ترک درگاه دوست بیفایده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میکده و زاهد ممکن است برای سنین پایین تر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
شماره ۳۲۳ - نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
هیچکس ز آمدن و رفتن خود آگه نیست ۱
سر نتابم زدر میکده تاخاک شوم
که سری نیست که خاک ره این درگه نیست ۲
نخل مقصود من سوخته کوته دست
خوش بلندست ولی دست دعا کوته نیست ۳
زاهد از میکده مارا سوی مسجد طلبید
دلق آلوده ما لایق بیت الله نیست ۴
نیست حاجت بنصیحت که مرو از در دوست
کاین چنین اهلی دلسوخته هم ابله نیست ۵
هیچکس ز آمدن و رفتن خود آگه نیست ۱
سر نتابم زدر میکده تاخاک شوم
که سری نیست که خاک ره این درگه نیست ۲
نخل مقصود من سوخته کوته دست
خوش بلندست ولی دست دعا کوته نیست ۳
زاهد از میکده مارا سوی مسجد طلبید
دلق آلوده ما لایق بیت الله نیست ۴
نیست حاجت بنصیحت که مرو از در دوست
کاین چنین اهلی دلسوخته هم ابله نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.