هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و درد عشق و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از بیتفاوتی معشوق، نبود رحمت در دل او، و سوختن در آتش عشق شکایت دارد. همچنین، به موضوع تسلیم در برابر تقدیر و امید به گذشت یار از خشم اشاره میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که درد و غم، آرامش و خواب را از چشمها ربوده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر، مانند رنج عشق، تسلیم در برابر تقدیر، و دردهای روحی، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. نوجوانان در این سن معمولاً بهتر میتوانند با چنین مضامینی ارتباط برقرار کنند.
شماره ۳۳۵ - هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
گویا که خون اهل نظر در حساب نیست ۱
در راه مهر خاک تنم ذره ذره گشت
یکذره رحم در دلت ای آفتاب نیست ۲
اشکم نیافت بوی وفا تا دلم نسوخت
هر شبنمی که میچکد از گل گلاب نیست ۳
ای مرغ بسمل از پی جان چند میطپی
تسلیم شو که حاجت هیچ اضطراب نیست ۴
شاید که یار بگذرد از خشم ای اجل
مشتاب یکنفس که محل شتاب نیست ۵
اهلی بدیده خواب ندارد ز خار غم
در دیده یی که خار بود جای خواب نیست ۶
گویا که خون اهل نظر در حساب نیست ۱
در راه مهر خاک تنم ذره ذره گشت
یکذره رحم در دلت ای آفتاب نیست ۲
اشکم نیافت بوی وفا تا دلم نسوخت
هر شبنمی که میچکد از گل گلاب نیست ۳
ای مرغ بسمل از پی جان چند میطپی
تسلیم شو که حاجت هیچ اضطراب نیست ۴
شاید که یار بگذرد از خشم ای اجل
مشتاب یکنفس که محل شتاب نیست ۵
اهلی بدیده خواب ندارد ز خار غم
در دیده یی که خار بود جای خواب نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - کشته تیرت که ازوی استخوانها مانده است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.