هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای دلشکستگی میگوید. او از بیوفایی معشوق و رنجهایی که متحمل شده است شکایت دارد و احساس میکند که با وجود وفاداریاش، مورد بیمهری قرار گرفته است. همچنین، از بیماری عشق و طمع بیثمرش به وصال معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و دلشکستگی برای نوجوانان بزرگتر و بزرگسالان قابلدرکتر است.
شماره ۳۳۶ - دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست
دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست
او که جا در دل من ساخته خونخواریی ازوست ۱
تهمت وصل کشم زانکه ز بس بندگیم
خلق را در حق من چشم وفاداری ازوست ۲
ایکه دستم بدهان می نهی از باب فغان
بر دل چاک نهم دست که این زاری ازوست ۳
وه که بیمار چنانم که زمن یار کنار
کرد با آنکه مرا اینهمه بیماری ازوست ۴
طمع خام به بینید که با دست تهی
اهلی سوخته دل را هوس یاری ازوست ۵
او که جا در دل من ساخته خونخواریی ازوست ۱
تهمت وصل کشم زانکه ز بس بندگیم
خلق را در حق من چشم وفاداری ازوست ۲
ایکه دستم بدهان می نهی از باب فغان
بر دل چاک نهم دست که این زاری ازوست ۳
وه که بیمار چنانم که زمن یار کنار
کرد با آنکه مرا اینهمه بیماری ازوست ۴
طمع خام به بینید که با دست تهی
اهلی سوخته دل را هوس یاری ازوست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۵ - هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۳۷ - همه راست میل خالی که بر آن رخ جمیلست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.