هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، است که در آن به موضوعاتی مانند عشق، رنج، امید، و فلسفه زندگی پرداخته شده است. شاعر از بیگناهی خود میگوید، از آرزوهای بربادرفته سخن میراند، و به تفاوتهای ظاهری میان انسانها اشاره میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند خاکساری، آبرو، و رحمت الهی پرداخته شده است. در پایان، شاعر از خوشحالی در میکده و امید به رحمت الهی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'میکده' و 'باده' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۴۰ - مریز بی گنهم خون که جست و جویی
مریز بی گنهم خون که جست و جویی
قیامتی و سیوالی و گفت و گویی هست ۱
بزیر پای تو صد سر ز آرزو خاک است
بیا که در ما سرما نیز آرزویی هست ۲
گمان مبر که به بیداری و جگر خواری
میان ما و سگت فرق جز بمویی هست ۳
بخاک جرعه چه ریزی بروی من میریز
ز خاک اگر چه کمم آخر آبرویی هست ۴
تویی که در خم چوگان چو ماه چاردهت
بهر کناره میدان شکسته گویی هست ۵
بغیر من که چو خار از گل تو محرومم
بقدر خود همه را از تو رنگ و بویی هست ۶
بکوی میکده دردی کشان خوشحالیم
خوشیم تا قدری باده در سبویی هست ۷
هنوز با همه آلوده دامنی اهلی
ز ابر رحمت آن یار شست و شویی هست ۸
قیامتی و سیوالی و گفت و گویی هست ۱
بزیر پای تو صد سر ز آرزو خاک است
بیا که در ما سرما نیز آرزویی هست ۲
گمان مبر که به بیداری و جگر خواری
میان ما و سگت فرق جز بمویی هست ۳
بخاک جرعه چه ریزی بروی من میریز
ز خاک اگر چه کمم آخر آبرویی هست ۴
تویی که در خم چوگان چو ماه چاردهت
بهر کناره میدان شکسته گویی هست ۵
بغیر من که چو خار از گل تو محرومم
بقدر خود همه را از تو رنگ و بویی هست ۶
بکوی میکده دردی کشان خوشحالیم
خوشیم تا قدری باده در سبویی هست ۷
هنوز با همه آلوده دامنی اهلی
ز ابر رحمت آن یار شست و شویی هست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - گفتی چمن بوقت گل ای همنفس خوش است
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - کدام زخم که بر من ز دلستانی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.