هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و درد دل خود را بیان میکند. او از شوق دیدار معشوق و رنج دوری از او مینالد و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود میگوید. تصاویری مانند شمع، خون دل، آتش، و پرندههای دل، همه نشاندهندهی عمق احساسات شاعر هستند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۳۴۳ - آتشی دردل من شمع رخت درزده است
آتشی دردل من شمع رخت درزده است
که بهر مو زتنم درد دلی سر زده است ۱
از پریشانیم ایشوخ چه پرسی که فراق
همچو رلف تو مرا کار بهم بر زده است ۲
نامه شوق تو هر مرغ که آورده بمن
پای در خون دلم همچو کبوتر زده است ۳
نفس باد صبا تا خبری از تو رساند
هر نفس در دل من آتش دیگر زده است ۴
یک نفس سایه فکن بر سرم ای فر همای
کز هوای تو بسی مرغ دلم پر زده است ۵
زر رخساره اهلی برواج است ز عشق
خاصه کز مهر و وفا سکه بر آن زر زده است ۶
که بهر مو زتنم درد دلی سر زده است ۱
از پریشانیم ایشوخ چه پرسی که فراق
همچو رلف تو مرا کار بهم بر زده است ۲
نامه شوق تو هر مرغ که آورده بمن
پای در خون دلم همچو کبوتر زده است ۳
نفس باد صبا تا خبری از تو رساند
هر نفس در دل من آتش دیگر زده است ۴
یک نفس سایه فکن بر سرم ای فر همای
کز هوای تو بسی مرغ دلم پر زده است ۵
زر رخساره اهلی برواج است ز عشق
خاصه کز مهر و وفا سکه بر آن زر زده است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - عیسی دم ما همدم اگر نیست غمی نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - هزار سال سفر از وجود تا عدم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.