هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج عشق و غمهای جهان میگوید. او از ساقی میخواهد شراب بیاورد تا از این دردها رهایی یابد. با وجود دوری از همه، عشق همچنان گریبانش را گرفته است. آتش دلش پنهان است و بیزبان شده. همچنین اشاره میکند که رقیبان همواره در کمین هستند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اشارات مانند شراب و طوفان ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۳۴۵ - ساقی، جهان سرشک حریفان گرفته است
ساقی، جهان سرشک حریفان گرفته است
کو کشتی شراب که طوفان گرفته است ۱
چندان بجان رسید دلم از غم جهان
کز محنت جهان دلم از جان گرفته است ۲
با آنکه دامن از همه عالم کشیده ام
عشق توام هنوز گریبان گرفته است ۳
اگه نیی ز آتش دل آه چون کنم
ما بی زبان و آتش پنهان گرفته است ۴
تا زد بدامن تو ز مستی رقیب دست
اهلی همیشه دست بدندان گرفته است ۵
کو کشتی شراب که طوفان گرفته است ۱
چندان بجان رسید دلم از غم جهان
کز محنت جهان دلم از جان گرفته است ۲
با آنکه دامن از همه عالم کشیده ام
عشق توام هنوز گریبان گرفته است ۳
اگه نیی ز آتش دل آه چون کنم
ما بی زبان و آتش پنهان گرفته است ۴
تا زد بدامن تو ز مستی رقیب دست
اهلی همیشه دست بدندان گرفته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۴ - هزار سال سفر از وجود تا عدم است
گوهر بعدی:شماره ۳۴۶ - در ره عشق از خضر هم زندگی واماندگی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.