هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از نامهربانی و تغییر رفتار معشوق خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود جفاها و رنجهایی که متحمل میشود، همچنان به دیدار معشوق مشتاق است و او را مایه آرامش خود میداند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهای دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان از آن برخوردارند. همچنین، بیان احساسات پیچیده مانند نامهربانی، جفا، و اشتیاق، برای مخاطبان کمسنتر ممکن است قابل درک نباشد.
شماره ۳۵۱ - جان من در دوستی نامهربان می بینمت
جان من در دوستی نامهربان می بینمت
آنچه بودی پیش ازین اکنون نه آن می بینمت ۱
با من دلخسته تا درسر چه داری از جفا
کاین چنین ایشوخ با خود سر گران می بینمت ۲
گرچه ای مقصود دل گویی که دریاری ترا
این چنین یارم ولی کم آنچنان می بینمت ۳
جور خلقی میکشم تا پا بکویت می نهم
جان بلب می آیدم تا یک زمان می بینمت ۴
گرچه از جور تو جانم شد چو اهلی ناتوان
همچنان آرام جان ناتوان می بینمت ۵
آنچه بودی پیش ازین اکنون نه آن می بینمت ۱
با من دلخسته تا درسر چه داری از جفا
کاین چنین ایشوخ با خود سر گران می بینمت ۲
گرچه ای مقصود دل گویی که دریاری ترا
این چنین یارم ولی کم آنچنان می بینمت ۳
جور خلقی میکشم تا پا بکویت می نهم
جان بلب می آیدم تا یک زمان می بینمت ۴
گرچه از جور تو جانم شد چو اهلی ناتوان
همچنان آرام جان ناتوان می بینمت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۰ - مرا ز عشق نه عقل و نه دین دنیایی است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۲ - آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.