هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از درد دوری و رنج عشق مینالد و معشوق را با عناصری مانند سرو، تیر و خورشید مقایسه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۳۵۳ - آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
گویی که تیری از جگر من گذشته است ۱
دامان ناز بر زده چون سرو میرود
گویی ز جوی چشم تر من گذشته است ۲
بر بیستون ز تیشه فرهاد کی گذشت
آنها که از غمش بسر من گذشته است ۳
چون سایه سوخت از اثر آتش دلم
خورشید اگر برهگذر من گذشته است ۴
اهلی مگو حذر کن از آن شوخ سنگدل
اکنون که کار از حذر من گذشته است ۵
گویی که تیری از جگر من گذشته است ۱
دامان ناز بر زده چون سرو میرود
گویی ز جوی چشم تر من گذشته است ۲
بر بیستون ز تیشه فرهاد کی گذشت
آنها که از غمش بسر من گذشته است ۳
چون سایه سوخت از اثر آتش دلم
خورشید اگر برهگذر من گذشته است ۴
اهلی مگو حذر کن از آن شوخ سنگدل
اکنون که کار از حذر من گذشته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.