هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج عاشقانه و عاطفی سخن میگوید. شاعر از آتش غیرت، سوختن پروانهوار، یادآوری فرهاد و کوهکنی، و بوی باده و گل صحبت میکند. همچنین، اشارهای به حال و هوای شب و صبح و زیباییهای طبیعت دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به موضوعاتی مانند باده ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۳۵۴ - برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست ۱
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست ۲
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست ۳
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست ۴
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست ۵
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست ۱
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست ۲
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست ۳
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست ۴
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۳ - آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
گوهر بعدی:شماره ۳۵۵ - گر به مسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.